وضعیت دراماتیک کتاب های دانشگاهی/ تیراژ به ۵۰ عدد رسیده
به گزارش «فرهیختگان آنلاین»، یکی از روزهایی که نهادهای فرهنگی روی آن دایره بزرگی میکشند، هفته آخر آبانماه است؛ هفتهای که طی چند سال اخیر به هفته کتاب و کتابخوانی معروف شده است، اما این رویداد هرچه جلوتر میرود، کمرنگ و کمرنگتر میشود و با برگزاری چند جشنواره و نمایشگاه و انتشار چند گزارش در رسانهها به پایان میرسد. در دانشگاهها نیز وضع به همین روال است، در حالی که در سالهای گذشته اکثر دانشگاههای تراز اول کشور با دعوت از موسسات انتشاراتی و قرار دادن تسهیلات و تخفیفات، دانشجویان را به امر کتاب «میکشاندند»، امسال این موضوع بسیار کمرنگتر دیده شد؛ مسالهای که به نظر میرسد کاملکننده آمارهای رسمی و غیررسمی سرانه مطالعه در کشور باشد، آمارهایی که از دو الی ۷۹ دقیقه در روز متغیر است. همه این مسائل باعث شد در این ایام به یکی از دانشگاههایی که اقدام به برگزاری نمایشگاه کتاب کرده است، برویم. واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی مقصد ما برای رسیدن به سوال هایمان شد؛ نمایشگاهی که به مدت ۱۰ روز و تا تاریخ اول آذر در این واحد برقرار است و نزدیک به ۱۴ ناشر دانشگاهی و حدود ۳۰۰۰ جلد کتاب را عرضه میکند و به دانشجویان تخفیف ۳۰ تا ۵۰ درصدی میدهد.
کپیکارها نمیدانند دارند دزدی میکنند
سراغ یکی از ناشرین دانشگاهی رفتیم که خود را نماینده انحصاری کتب دانشگاهی معرفی کرد و وقتی درباره علاقه دانشجویان به کتاب و استقبال از نمایشگاههای کتاب در دانشگاههای سراسر کشور پرسیدیم، سفره درددل خود را باز کرد.
او گفت: «در این باره حرف زیاد است. اگر بخواهیم سطحی نگاه کنیم، خب مکانی که نمایشگاه کتاب در دانشگاهها برگزار میشود، مهم است. قطعا برپایی نمایشگاه در دانشکدهای که دانشجوی کمتری نسبت به دانشکده دیگری داشته باشد، طبیعتا استقبال کمتری خواهد داشت. اما مساله اصلی، خود دانشجویان است. تجربه نشان داده که دانشجویان ترم بالایی کمتر مایل به خرید کتابند و بیشتر دنبال جزوه و… هستند.»
او در ادامه درباره افزایش یا کاهش علاقه دانشجوها به کتاب میگوید: «مساله واضح است. نهتنها بیشتر نشده بلکه کمتر نیز شده است. این مساله چند وجه دارد؛ یک اینکه قیمت تمامشده چاپ کتاب بیشتر شده است، یعنی کتابی که سال پیش چاپ شده، در مقایسه با قیمت امسال حداقل بندی سه الی چهار هزار تومان تفاوت دارد و به همین دلیل قیمت تمامشده بیشتر و بیشتر میشود، یعنی کتابی که در سال ۹۰ با ۱۰ هزار تومان چاپ شده است، قیمت تمامشده همان کتاب الان۳۰ هزار تومان میشود. همین مساله است که دانشجو را به سمت کپی کتابها میآورد.»
او ادامه میدهد: «الان دستگاههای نشر دیجیتال به راحتی یک کتاب را کپی میکنند و دانشجو همان کتاب را میخرد و به این موضوع نیز فکر نمیکند که این یک دزدی آشکار است. یا مثلا دانشجویان از صفحات کتاب عکس میگیرند و به راحتی در کانالهای تلگرامی منتشر میکنند و تاسفآور اینجا است که دیگر همکلاسیهایشان را نیز ترغیب به این کار میکنند. این یک نوع دزدی فرهنگی به حساب میآید.»
چاپ کتاب
دانشگاهی بیشتر از ۵۰ عدد نمیشود
این ناشر دانشگاهی در ادامه روایت تلختری از وضعیت کتاب در دانشگاهها میگوید: «الان در هر دانشکدهای یک جایی برای کپی جزوات وجود دارد (انتشاراتی). جالب اینجا است که طی چند سال اخیر کپی کتابهایی که اساتید به دانشجوها معرفی میکنند اضافه شده، که این موضوع عواقب سنگینی را متوجه موسسات انتشاراتی کرده است. البته در این میان اساتید نیز مقصر هستند، وقتی یک استاد در همان اول ترم میگوید که از فلان کتاب فقط سه فصل باید مطالعه شود، خب مشخص است که دانشجو دیگر نمیرود کل کتاب را خریداری کند. یا نکته دیگر اینکه دانشجو الان علاقه زیادی به خرید کتابهای حلالمسائل دارد، این مساله نیز قابلتامل است، کتاب منتشر میشود که دانشجو یکبار بتواند خودش یک مساله را حل کند که سر جلسه امتحان به مشکل برنخورد، اما الان میبینیم که دانشجویان به راحتی برای رسیدن به پاسخ به سمت کتابهای حلالمسائل میروند.»
او ادامه میدهد: « نکته دیگر، کتابهای دانشگاهی در مقاطع ارشد و دکتری است که بعضا این کتابها به دلیل مسائلی که در بالا اشاره شد، تیراژ آنها در سال به ۲۰۰ عدد هم نمیرسد و علت هم این است که دانشجویان ترمبالاتر یا کلا بهدنبال کتاب نمیروند یا اگر خیلی درسخوان باشند، از ترمبالاییها کتاب را قرض میگیرند.»
این ناشر در پایان این گفتوگو از آمار قابلتاملی خبر میدهد: «در چند سال اخیر تیراژ کتابهای دانشگاهی از ۳۰۰۰ عدد در سال به ۲۰۰ عدد رسیده است. حتی من شنیدهام ناشران بزرگ بعضا کتابهایی را تا ۵۰ عدد چاپ میکنند. چاپ کتاب در ایران ارزش اقتصادی ندارد.»
اساتید مقصرند
محمد مرتاضی، یکی دیگر از افرادی است که خود را همکار دانشجو و هماهنگکننده این نمایشگاه معرفی میکند. او میگوید که مسئولیت نمایشگاههای کتاب برخی از دانشگاهها را برعهده داشته است و حرفهای زیادی نسبت به وضعیت کتابخوانی در بین دانشجویان دارد: «دانشجوها امروزه بیشتر دنبال کسب نمره و مدرک هستند و کمتر دانشجویی دنبال کتاب است. بخشی از این مساله به اساتید برمیگردد، که آنها کاری کردهاند که دانشجو به این سمت کشیده شود. برخی از اساتید دانشگاه راحتطلب شدهاند و با مرجع قرار دادن یک جزوه و استفاده از آن به مدت چند سال متوالی و اجبار دانشجویان به کپی کردن آن تقصیرکار هستند. این در حالی است که اگر اساتید همان جزوهها را بهروز و تبدیل به کتاب کنند، قطعا میتواند فضای بیمیلی به کتاب در بین دانشجویان را کاهش دهد.»
او ادامه میدهد: «الان ما میبینیم که کتابخانه دانشگاه علوم و تحقیقات که یکی از مجهزترین کتابخانههای خاورمیانه است، کمتر مورد استقبال دانشجویان قرار میگیرد. البته همین مساله در دیگر دانشگاههای سراسری نیز دیده میشود.»
او اپیدمی مقالهنویسی در بین دانشجویان و اساتید را یکی از آسیبهایی دانست که به وضعیت فعلی کتاب وارد شده است؛ «این مساله باعث شده که دیگر اساتید سراغ چاپ کتاب نروند و یک مسیر دوساله را به وسیله مقاله در مدت بسیاری کوتاهی طی کنند.»
با پایان درددل این دو عضو فعال نمایشگاه ساعت حضور ما نیز به پایان رسید، اما آنچه که بیشتر ما را به فکر فروبرد، عملکرد دستگاههای متولی امر کتاب است که چرا نتوانستند خود را به دانشجویان اثبات کنند؟