آشنایی با رشته زبان روسی و وضعیت آن در شرایط کنونی کشور
با آنکه زبان روسی همــــچنان در میان بخشهای بــــزرگی از جامعه ما زبـــان ناآشنا و مهجوری بــــه شــمار میرود، اما باید دانست که این زبان از آغاز تــــاسیس دانـــشگاه تهران بهعنوان یکی از زبانهــــــای خارجی تدریس میشده است. با این وجود بهدلایل گوناگون، ازجمله نگاه صرفا تاریخی به روسیه، رویدادهای پس از جنگ جهانی دوم در کشور و نیز حساسیت حکومت شاه به کشور روسیه و زبان روسی، این زبان بهرغم دیرینگی تدریس آن در ایران و محبوبیت ادبیات آن در میان روشنفکران و اهل مطالعه، همچنان در ردههای آخر زبانهای خارجی قرار داشت. پس از انقلاب یا درستتر، پس از انقلاب فرهنگی در بازگشایی این رشته شکوتردیدهای فراوانی وجود داشته است. اما بالاخره گروه زبان روسی دانشگاه تهران در سال ۱۳۶۳ کار خود را دوباره از سر گرفت. در پی آن در سال ۱۳۶۶ گروه زبان روسی دانشگاه آزاد اسلامی نیز در واحد تهران شمال شروع به فعالیت کرد. نزدیک به ۱۵ سال زبان روسی تنها در دانشگاه تهران و واحد تهران شمال دانشگاه آزاد اسلامی آموزش داده میشد. هرچند جهتگیری این دو دانشگاه در آموزش زبان روسی تفاوتهایی داشته است که تا امروز پابرجا است. در زیر اندکی به ویژگیهای این رشته در دانشگاه آزاد اسلامی میپردازیم.
کارشناسی مترجمی زبان روسی
گروه مترجمی زبان روسی در سال ۱۳۶۶ فعالیت خود را آغاز کرد. جهتگیری این گروه از آغاز به سمت پاسخگویی به نیازهای بازار کار ایران از نظر تامین مترجم زبان روسی بوده است. دوره اصلی آموزش، شامل هشت نیمسال است که بهطور عادی در عرض چهار سال گذرانده میشود. اما با توجه به تدریس نشدن زبان روسی در مدارس ایران و آشنایی بسیار اندک یا عدمآشنایی دانشجویان تازه وارد با زبان روسی، از آغاز در برنامه گروه برگزاری دوره پیشدانشگاهی گنجانده شده بود. دوره یادشده از سال ۱۳۶۶ تا سال ۱۳۷۹ در دو نیمسال و هر نیمسال ۱۶ واحد درسی برگزار میشد، اما از نیمسال اول سال ۱۳۷۹ که سرفصل مترجمی زبان روسی وزارت علوم به تصویب رسید، دوره پیشدانشگاهی تنها در یک نیمسال به میزان ۱۶ واحد درسی برگزار میشود. تعداد واحدهای تخصصی در این رشته ۱۱۷ واحد و واحدهای عمومی ۲۲ واحد است.
کارشناسیارشد آموزش زبان روسی
رشــته آمــوزش زبـــان روســی در مقــطع کارشناسیارشد از مهرماه سال ۱۳۹۵ در واحد تهران شمال راهاندازی شد. در این رشته تمامی درسها مطابق سرفصل مصوب وزارت علوم ارائه میشود. البته در گزینش درسهای انتخابی نگاه کاربردی و نیز هماهنگی با عنوان رشته بیشتر مدنظر بوده است. از این رو در هر دوره درسهای انتخابی مانند «ترجمه متون اسلامی» (از فارسی به روسی که در حوزه متون اسلامی بیشتر مورد نیاز است) و «روانشناسی زبان» (با رویکرد روانشناسی زبان در آموزش زبان که از پایههای آموزش است) ارائه میشود.
هیاتعلمی گروه
در حال حاضر گروه دارای پنج عضو هیاتعلمی است که از این میان چهار نفر دارای مدرک دکترا (با درجه استادیاری) هستند و یک نفر دارای مدرک کارشناسیارشد (دانشجوی دکترا) و درجه مربی است. استادان گروه تاکنون مطالب ارزندهای را درباره زبان و ادبیات روسی، روش آموزش زبان و ادبیات روسی، ترجمههای گوناگون و نتایج پژوهشهای خود منتشر کردهاند و به طور مداوم به این نوع فعالیتها ادامه میدهند. جدا از آن، اعضای هیاتعلمی گروه با ارائه سخنرانی چه در کنفرانسها و سمینارهای داخلی و چه در کنفرانسهای خارج از کشور، سهم چشمگیری در ارتقای امر ترجمه از زبان روسی و به زبان روسی و همچنین آموزش این زبان در ایران داشتهاند.
دانشجویان و دانشآموختگان گروه
از آغاز فعالیت گروه تا سال تحصیلی ۹۷- ۹۶ حدود ۲۱۰۰ دانشجو وارد این گروه شده و از این تعداد نزدیک به ۱۴۰۰ تن فارغالتحصیل شدهاند. از زمان گشایش مقطع کارشناسیارشد و دکترای رشتههای آموزش زبان روسی، ادبیات روسی و نیز مطالعات روسیه در دانشگاههای تهران و تربیت مدرس تقریبا هر سال تعدادی از پذیرفتهشدگان دانشگاههای یادشده از دانشآموختگان گروه مترجمی زبان روسی دانشگاه آزاد اسلامی بودهاند که بعضا با جذب در هیاتعلمی دانشگاههای دولتی به کار تدریس زبان روسی پرداختهاند. دانشآموختگان گروه همچنین بهعنوان مترجم در وزارت امور خارجه، نهادهای نظامی، موسسات پژوهشی و شرکتهای خصوصی فعالیت دارند.
زبان روسی در شرایط امروز کشور
بازسازی روابط ایران و روسیه از زمان میخائیل گورباچوف، یعنی زمانی که هنوز اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت، آغاز شد. از آن زمان روابط دو کشور عمدتا رو به پیشرفت بوده است، تحولی که طبیعتا تاثیر مستقیم بر آموزش زبان روسی گذاشت. پس از دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد اسلامی در واحد تهران شمال، بهتدریج در دانشگاههای مازندران، فردوسی مشهد، تربیت مدرس، گیلان، شهید بهشتی، الزهرا و علامه طباطبایی نیز گروههای زبان روسی تاسیس شدند. افزایش تعداد گروههای زبان روسی البته تا اندازهای در پاسخ به نیاز روزافزون به این زبان بود. اما از سوی دیگر میدان رقابت را برای جذب دانشجو تنگتر کرد. تا پیش از انتقال دانشکده زبانهای خارجی واحد تهران شمال به حکیمیه، این رقابت کموبیش پایاپای پیش میرفت. اما با دور شدن دانشکده زبانهای خارجی از شهر، این دانشکده در کل و گروههای زبانهای غیرانگلیسی آن (روسی، ایتالیایی و اسپانیایی) بهطور خاص با کمبود بیش از پیش دانشجو روبهرو شدند. حذف آزمون ورودی برای رشتههای زبانهای خارجی تا اندازهای به افزایش تعداد دانشجویان دانشکده کمک کرد. به هر رو در فضای رقابتی موجود، نیاز فراوانی به تغییر در دیدگاهها و روشها احساس میشود. قدر مسلم آنکه طرز تفکری که در دوران فراوانی دانشجو بر دانشگاه حاکم بود و بدون دورنگری عمدتا به گسترش کمی و فیزیکی دانشگاه میپرداخت، با شرایط امروز هیچ محلی از اعراب ندارد.
در شرایط کنونی که هر سال هنگام ثبتنام و جذب دانشجوی دانشگاهها و مراکز پرشماری دست به تبلیغات گسترده برای جذب دانشجو میزنند، تنها عامل برتری و جذابیت برای داوطلبان ورود به دانشگاه کیفیت آموزشی است. این نکتهای است که بسیاری امروز بر سر آن توافق دارند، اما آنچه نیازمند روشنسازی و تصریح است، معنا و مفهوم کیفیت آموزشی است. شوربختانه در یکی دو دهه گذشته شمار مقالات اعضای هیاتعلمی بهگونهای بسیار مکانیکی و خشک، تبدیل به مهمترین سنجه کیفیت آموزشی در یک دانشگاه شده است. به سخن دیگر پرسشهایی مانند اینکه: الف) دانشجو چه میآموزد، ب) آیا آنچه میآموزد با نیازهای کشور تا چه اندازه هماهنگ است، پ) آیا آنچه باید آموخته شود، آموزش داده میشود یا نه یا به سخن دیگر نظارت دقیق بر کار استاد در کلاس درس وجود دارد یا نه، ت) آیا استادان در جریان آخرین تحولات و دستاوردهای رشته تخصصی خود هستند یا نه یا به عبارتی آیا استادان اصلا چیزی میخوانند تا از آنها بخواهیم برای دیگران مطالب خواندنی (مقاله) تهیه کنند و پرسشهایی از این دست، گویی دغدغه هیچکس نیست. از این رو به باور نگارنده سمتگیری کیفی (به مفهومی که در پرسشهای بالا آمد) و مهارت محور، تنها راه برونرفت دانشگاههای کشور و بهویژه دانشگاه آزاد اسلامی از وضعیت نابهسامان کنونی است. این سمتگیری در رشته زبانهای خارجی که متولیان و مدعیان پرشماری دارد، برای دانشگاه آزاد اسلامی اهمیتی دوچندان مییابد. اما گام گذاردن در این راه نیز چندان آسان نیست.
در وهله نخست سرفصلهای وزارت علوم که در دانشگاه آزاد اسلامی نیز از آنها پیروی میشود، در بیشتر موارد از سوی کسانی تدوین شده که به رشته زبانهای خارجی بهعنوان رشتهای که در آن بهجای «مهارت زبانی» باید به «معلومات زبانی و ادبی» درباره یک زبان خارجی دست یافت، نگاه میکنند. مطابق این دیدگاه آموزش زبان زنده و گفتاری، مکاتبات کاری و بازرگانی، آشنایی با محیط کشور زبان مورد آموزش از دید فرهنگ عمومی و مانند اینها در برابر قواعد و ساختارهای زبان مورد آموزش یا اصلا اهمیتی ندارد یا اهمیت چندانی ندارد. آنچه در بیشتر سرفصلهای رشتههای زبانهای خارجی با آن روبهرو هستیم، عمدتا ریشه در نگاه فیلولوژیک یا «متن مدار» به زبان دارد. بیان دقیقتر کاستیهای موجود در سرفصلهای رشتههای زبانهای خارجی بحث گستردهای است که مجال دیگری میخواهد. چنانچه در هر دانشگاه، عزم و اراده جدی برای حرکت در راستای کیفیت و مهارت وجود داشته باشد، حتی در چارچوب سرفصلهای موجود نیز میتوان گامهای موثری برداشت. یکی از نخستین گامها الزام استادان زبانهای خارجی به مهارتافزایی در رشته خود است. در سه زبان مورد تاکید ما (روسی، ایتالیایی و اسپانیایی) کشورهای صاحب زبان آماده ارائه دورههای کوتاهمدت با هزینه کم برای استادان هستند.
این نکتهای بدیهی در آموزش زبانهای خارجی است که استادان اگر نه هر سال، دستکم هر چند سال یکبار باید سفری به کشور زبان مورد آموزش خود داشته باشند و در این سفر نیز باید در دورههای مهارتافزایی و آشنایی با آخرین دستاوردها در زمینه آموزش زبان شرکت کنند. گام بعدی برگزاری آزمونهای مهارتی برای دانشجویان این رشتهها است. بدین ترتیب روشن خواهد شد که دانشجو در آغاز ورود چه تواناییهایی داشته و پس از هر سال یا هر دو سال یکبار چه تواناییهای تازهای کسب کرده است. به باور نگارنده تنها به این روش میتوان میزان موفقیت و درستی روش آموزش را به سنجش گرفت. گام بعدی گردآوری تجربیات و انعکاس آنها به وزارت علوم است تا برای بهسازی سرفصلهای موجود در راستای مهارت محوری یا تدوین سرفصلهای جدید مهارت محور بهکار گرفته شوند. بدیهی است تدریس به شیوه مأنوس، منکوب کردن دانشجویان با ارائه پیدرپی قواعد پیچیده و ترجمههای پیچیدهتر روشی است که شماری از استادان زبانهای خارجی به سادگی از آن دست برنخواهند داشت. از این رو ایجاد تحول در این رشتهها به روشی که ذکر شد، عزمی بسیار جدی میطلبد.
منبع: روزنامه فرهیختگان